ابراهيم عاملي ( موثق )

272

تفسير عاملي ( فارسي )

بعضى گفته‌اند مراد آن است كه آنها در دين زنده‌اند . ديگرى گفته است در علم خدا است كه زنده خواهند شد و هم گفته‌اند : زندگى آنها به اين است كه نام - شان پاينده است و باقى ، و ديگرى گفته است : هر كه بعد از آنها جهاد كند از آنها ياد گرفته است پس ثوابى كه بمجاهدين دهند براى اينها نيز سودمند خواهد بود و همين است معنى زندگى . و عبيد بن عمير نقل كرد كه روز احد پيغمبر ( ص ) بر كشته ى مصعب بن عمير گذر كرد بر بالين او بايستاد و اين آيه را خواند : « مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّه عَلَيْه » آنگاه فرمود : اين مردم در قيامت گواه من باشند كه ستمكاران چه ستمى كرده‌اند بر ما بيائيد و ايشان را زيارت كنيد و بر آنها سلام كنيد ، سوگند به خدا كه جواب شما را مىدهند . كشف الاسرار نوشته است : پير طريقت گفت : زندگان سه كسند : يكى زنده بجان ، يكى زنده بعلم ، يكى زنده بحقّ ، او كه بجان زنده است زنده به قوت است و بباد ، او كه بعلم زنده است زنده به مهر است و به ياد او كه بحقّ زنده است زندگانى خود به دو شاد ، آن شوريده ى وقت شبلى رحمه اللَّه گفت : باختن جان در وفاء دوستى دولتى رايگانست كه دوست او را بجاى جانست اگر صد هزار جان دارى فداى اين وصل كنى حقّا كه هنوز رايگانست : چون شاد نباشم كه خريدم بتنى و صلى كه هزار جان شيرين ارزد عاشقى بحقيقت درين راه چون حسين منصور حلَّاج نخاست ، وصل دوست با زوار بهواء تفريد پرّان ديد خواست تا صيد كند دستش بر نرسيد بسرش فرو گفتند : يا حسين خواهى كه دستت بررسد سر را زير پاى نه ، حسين ، سر را زير پاى نهاد بهفتم آسمان برگذشت : گر از ميدان شهوانى سوى ايوان عقل آئى چو كيوان در زمان خود را بهفتم آسمان بينى ور امروز اندرين منزل ترا حالى زيانى بد زهى سرمايه و سودا كه فردا زين زيان ، بينى